دوره و شماره: دوره 29، شماره 96، تابستان 1399، صفحه 1-175 

الگوی شایستگی های مدیران منابع انسانی سازمان های دولتی در شرایط جهانی شدن

صفحه 9-44

https://doi.org/10.22054/jmsd.2020.39238.3232

رضا واعظی، میرعلی سیدنقوی، داود حسین پور، فاطمه تاجی

چکیده فرایند جهانی شدن، چالش هایی را فراروی مدیران سازمان ها قرار داده است. متولیان منابع انسانی برای بهره مندی مناسب از نیروی انسانی باید از شایستگی های ویژه ای برخوردار باشند. طراحی الگوی شایستگی های مدیران منابع انسانی سازمان های دولتی در شرایط جهانی شدن، هدف این پژوهش است. جهت طراحی الگو، شاخص ها از طریق روش دلفی و پرسشنامه خبرگی از 21 استاد مدیریت کسب شد. مفاهیم مرتبط با شایستگی های مدیران منابع انسانی و شرایط جهانی شدن می تواند در 7 بعد طبقه بندی شوند: شایستگی هوشی، شایستگی مدیریتی، شایستگی متخصص منابع انسانی، شایستگی ارزش آفرینی منایع انسانی، شایستگی فرهنگی، بعد اجتماعی جهانی شدن، بعد فرهنگی جهانی شدن. آنچه موجب تمایز این پژوهش از سایر پژوهش های انجام گرفته پیرامون شایستگی می شود؛ طراحی یک چارچوب اقتضایی است که آن از طریق پیوند انواع شایستگی های مدیران با شرایط جهانی شدن حاصل می شود. در این پژوهش، 39 مولفه و 115 شاخص مرتبط با این ابعاد شناسایی و طبقه بندی شدند. بر مبنای نتایج تحقیق درباره شایستگی های مدیران منابع انسانی در شرایط جهانی شدن، شایستگی هوشی مهمترین عامل بوده و شایستگی فرهنگی در آخرین اولویت قرار گرفته است.
 

طراحی و آزمون مدلی برای سایبرلوفینگ در سازمان های دولتی

صفحه 45-73

https://doi.org/10.22054/jmsd.2020.45562.3396

زهرا رحمتی، علیرضا شیروانی، محمدرضا دلوی

چکیده امروزه فناوری و تحولات آن به یکی از مهمترین عناصر محیط استراتژیک سازمان تبدیل شده است. برخی اعتقاد دارند تحولات و تکامل فناوری بیشتر از خود آن، آثار و پیامدهای چشمگیر در سیستم‌های اقتصادی، اجتماعی و حتی سیاسی دارند. این مهم به ایجاد و توسعه دانش علمی در حوزه مدیریت فناوری و مدیریت تکنولوژیک شده و هدف از مدیریت فناوری، مدیریت به کارگیری و نهادینه کردن فناوری به عنوان یک منبع استراتژیک در سازمان و ایجاد ارزشهای استراتژیک توسط آن است. در این میان چیزی که باعث نگرانی مدیران سازمان‌ها شده شیوع پدیده سایبرلوفینگ در سازمانها می باشد. مطمئناً پدیده سایبرلوفینگ زیان‌هایی را برای شرکت از نظر متحمل شدن هزینه و تلف شدن ساعات کاری در پی دارد ولی اگر این عمل به درستی و در جهت اهداف سازمان هدایت شود می‌تواند منجر به نتایج مثبتی شود. هدف از از انجام این تحقیق مشخص کردن علل و پیامدهای سایبرلوفینگ و ارائه راهکارهایی برای مدیریت بهتر این پدیده در قالب مدل می باشد.روش تحقیق  در دو بخش کمی و کیفی انجام شده که در بخش کیفی با سیزده نفر از کارکنانی که اطلاعات کافی در زمینه مورد بررسی داشتند مصاحبه شد و با استفاده از روش تئوری داده بنیاد، مدل پارادایمی حاصل شد. در بخش کمی نیز برای آزمودن مدل،ازپرسشنامه محقق ساخته استفاده شد که روایی آن توسط اساتید راهنما و مشاور مورد تایید قرار گرفت و ضریب آلفای کرونباخ آن  برای سنجش میزان پایایی 866/ به دست آمد و تعداد 363 پرسشنامه به صورت تصادفی بین کارکنان سازمان های دولتی توزیع وجمع آوری گردید .در بخش کیفی عواملی که موجب شیوع سایبرلوفینگ شده اند و هم چنین پیامدهای حاصل از آن در سه دسته فردی ، گروهی ، سازمانی دسته بندی شده اند و برای مدیریت سایبرلوفینگ، استراتژی هایی برای مدیریت منابع سازمانی و ارزیابی عملکرد و طراحی سازوکارهایی مدیریتی، کسر حقوق، استفاده صحیح از اینترنت و ارتقای رضایت شغلی  پیشنهاد گردید .در بخش کمی نیز فرضیه های حاصل از مدل مورد تأیید قرار گرفته اند. 

بررسی نقش تعدیلگری درهم‌تنیدگی شغلی در رابطه میان حمایت سازمانی ادراک شده و هویت‌یابی سازمانی

صفحه 75-100

https://doi.org/10.22054/jmsd.2020.46229.3414

الهام ابراهیمی، شقایق شمالی

چکیده هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطه بین حمایت سازمانی ادراک­ شده و هویت­ یابی سازمانی با در نظر گرفتن نقش تعدیل­گر درهم­تنیدگی شغلی (پیوند، تناسب و فدا کردن) در رابطه مذکور است. این پژهش از لحاظ هدف، کاربردی و از لحاظ نحوه­ گردآوری داده­ها توصیفی، از نوع پیمایشی است. جامعه­ هدف این پژوهش کارکنان شعب یکی از بانک‌های خصوصی در شهر تهران بودند. روش نمونه­گیری، خوشه­ای تصادفی بود و برای جمع­آوری داده­ از پرسشنامه­‌های استاندارد استفاده شد. داده­ها به روش مدل­سازی معادلات ساختاری با استفاده از نرم­افزارSmart PLS3.2.6 تحلیل شدند. یافته­های پژوهش نشان داد، حمایت سازمانی ادراک­ شده بر هویت ‌یابی سازمانی تأثیر مثبت و معناداری دارد. به­علاوه درهم­تنیدگی شغلی به صورت نسبی در رابطه­ میان حمایت سازمانی­ادراک­ شده و هویت­ یابی سازمانی نقش تعدیل­کننده داشت. بدین معنا که افزایش دو بُعدِ پیوند و تناسب، به افزایش رابطه­ میان این دو متغیر منجر شد؛ اما بُعدِ فدا کردن در این رابطه نقش تعدیلگری معناداری نداشت. تحلیل و پیشنهادهای پژوهشی و کاربردی منتج از این نتیجه‌گیری، که به سیاست‌گذاران و دست‌اندرکاران حوزه مدیریت منابع انسانی کمک شایان توجهی خواهد کرد، در انتهای مقاله ارائه شده است.

تاثیر تعهد عاطفی بر مقاومت کارکنان در برابر تغییر به ‌واسطه نگرش و آمادگی برای تغییر

صفحه 101-120

https://doi.org/10.22054/jmsd.2020.47213.3439

نفیسه صادات صدر، علیرضا خوراکیان، غلامرضا ملک زاده

چکیده محیط پیچیده و متغیر امروزی، سازمان‌ها را وادار به نوآوری و ایجاد تغییرات می‌کند. درحالیکه مطالعات تغییر ‌سازمانی نشان می‌دهند که اغلب، کارکنان در اجرای تغییرات سازمان همکاری نمی‌کنند و در برابر آن مقاومت می‌کنند. در نتیجه مقاومت و عدم همکاری کارکنان منجر به عدم موفقیت برنامه تغییر در سازمان خواهد شد. تحقیق حاضر به بررسی تاثیر تعهد عاطفی بر مقاومت در برابر تغییر به واسطه نگرش مثبت نسبت به تغییر و آمادگی برای تغییر می‌پردازد. استراتژی تحقیق پیمایشی- تحلیلی می‌باشد. کارکنان بانک ملت شهر مشهد به‌عنوان جامعه آماری تحقیق تعیین شده‌اند. روش گردآوری داده‌ها از طریق پرسشنامه بوده است. برای بررسی روایی پرسشنامه از روایی محتوایی و سازه و برای تعیین پایایی آن از آلفای کرونباخ استفاده گردید. داده‌های جمع‌آوری شده با استفاده از مدل معادلات ساختاری و نرم‌افزار AMOS  مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته‌های پژوهش تاثیر تعهد عاطفی بر مقاومت در برابر تغییر را تایید می‌کند. همچنین نتایج بیانگر نقش میانجی‌گری نگرش مثبت نسبت به تغییر و آمادگی برای تغییر -که جزء موارد مغفول در مطالعات پیشین می باشد- در رابطه بین تعهد عاطفی و مقاومت در برابر تغییر می‌باشد.

مطالعه کیفی فرآیند استخدام مبتنی بر بازی کاری در کسب و کارهای نوپا

صفحه 121-148

https://doi.org/10.22054/jmsd.2020.47159.3434

حسن بودلایی، محمدحسین کناررودی

چکیده کسب­وکارهای نوپا نیازمند کاربرد فنون و مفاهیم مناسب و جدید مدیریتی هستند. بازی­کاری امروزه به عنوان ابزاری کاربردی و مفید برای سازمان­ها شناخته می­شود به همین دلیل این تحقیق کیفی در پاسخ به اینکه چگونه می­توان یک فرآیند مبتنی بر بازی کاری در حوزه منابع انسانی به ویژه در بخش کارمندیابی کسب­وکارهای نوپا ایجاد کرد انجام شده است. در این تحقیق با دوازده نفر از خبرگان حوزه منابع انسانی و بازی کاری مصاحبه شده است و داده­های جمع آوری شده با رویکرد تحلیل تم، تجزیه و تحلیل شده­اند. در رابطه با تم­های فرعی و اصلی در حوزه طراحی بازی کاری در روند استخدام به منظور بهبود جذب نیروی انسانی مطلوب برای شرکت­های کسب و کاری کوچک و متوسط، 8 تم اصلی و 21 تم فرعی شناسایی شده است. 8 تم اصلی که عوامل موثر بر طراحی فرآیند استخدام مبتنی بر بازی کاری برای کسب­ و کارهای نوپا هستند عبارتند از: طراحی برنامه ریزی شغلی، شناخت مهارت­های شغلی متقاضی، سنجش نوآوری شغلی متقاضی، توسعه زیرساخت های فناوری سازمان، ویژگی های فردی متقاضی، شناخت سرمایه روانشناختی متقاضی، شناخت سرمایه اجتماعی متقاضی و قدرت تطبیق متقاضی با اهداف شغلی. شناخت ظرفیت­های مفهوم و ابزار بازی­کاری در اقدامات مدیریت منابع انسانی از جمله کارمندیابی می­تواند بر جذابیت و اثربخشی کارمندیابی در کسب ­و کارهای نوپا بیفزاید.  

تاثیر سبک رهبری رابطه مدار بر آوای سازمانی کارکنان با در نظر گرفتن نقش میانجی جو سازمانی

صفحه 149-168

https://doi.org/10.22054/jmsd.2020.13427.1809

عباسعلی رستگار، بنفشه فتوت

چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر سبک رهبری رابطه مدار بر آوای سازمانی کارکنان با در نظر گرفتن نقش میانجی جو سازمانی در روزنامه‌های کثیرالانتشار شهر تهران صورت گرفت. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نوع توصیفی- همبستگی است. جامعه آماری این پژوهش، مدیران ارشد و مدیران میانی روزنامه‌های کثیرالانتشار شهر تهران است که به‎کمک روش نمونه گیری خوشه‌ای تصادفی و بر اساس جدول مورگان 175 آزمودنی برای نمونه آماری انتخاب شدند. همچنین جهت جمع آوری داده‌ها از سه پرسشنامه استاندارد سبک رهبری باردنز و متزکاس، آوای سازمانی هامس و جو سازمانی لیتوین و استرینجر استفاده شد. در نهایت داده‌های پژوهش با استفاده از مدل معادلات ساختاری مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج نشان داد، سبک رهبری رابطه مدار بر آوای سازمانی و جو سازمانی اثر مثبت و معناداری دارد، همچنین جو سازمانی بر آوای سازمانی اثر مثبت و معناداری دارد و همچنین جوسازمانی در رابطه بین سبک رهبری رابطه مدار و آوای سازمانی نقش میانجی ایفا می‌کند.
�ثبت نسبت به تغییر و آمادگی برای تغییر -که جزء موارد مغفول در مطالعات پیشین می باشد- در رابطه بین تعهد عاطفی و مقاومت در برابر تغییر می‌باشد.