دوره و شماره: دوره 35، شماره 120، تابستان 1405 
مدیریت و توسعه سازمانی

تحلیل اثر قابلیت‌های مربی کارآفرینان بر شکل‌گیری قابلیت‌های کارآفرین

https://doi.org/10.22054/jmsd.2025.89028.4712

محمدعلی نژادیان، سیدرسول حسینی، محمد خدابخش

چکیده مربیگری کارآفرینانه به عنوان یک مداخله توسعه‌ای ساختاریافته می‌تواند در غلبه بر چالش‌های کارآفرینان مؤثر باشد. با این وجود، شکاف تحقیقاتی قابل توجهی در درک مکانیسم اثرگذاری قابلیت‌های مربی کارافرینان بر شکل‌گیری قابلیت‌های کارآفرین وجود دارد. این پژوهش با هدف تحلیل اثر قابلیت‌های مربی کارآفرینان بر شکل‌گیری قابلیت‌های کارآفرین در صنایع غذایی با رویکرد آمیخته (کیفی-کمی) و با هدف کاربردی انجام شد. در بخش کیفی، از روش فراترکیب و تحلیل محتوای ۶۲ مقاله منتخب استفاده شد. در بخش کمی، داده‌ها از طریق پرسشنامه‌های محقق‌ساخته از دو گروه مربیان و کارآفرینان (هر گروه ۵۰ نفر) گردآوری و با استفاده از مدل‌سازی معادلات ساختاری (SEM) و نرم‌افزار Smart PLS تحلیل شد. در بخش کیفی، چارچوبی شامل ۶ بُعد قابلیت‌های کارآفرینان و ۸ بُعد قابلیت‌های مربیان طراحی شد. یافته‌های کمی نشان داد که قوی‌ترین اثرات مستقیم مربوط به تأثیر «انتقال دانش و مهارت مربی» بر «انتقال دانش و مهارت کارآفرین» (۸۱۲/۰) و «رشد روان‌شناختی کارآفرین» (۸۰۹/۰) است. همچنین، مدل پژوهش از توان تبیین بسیار بالایی (R² بین ۰.۶۸۱ تا ۰.۹۷۲) برخوردار بود و کلیه مسیرهای مورد بررسی از نظر آماری معنادار بودند.

روابط فرد و سازمان

شناسایی پیشایندها و پسایندهای کاربرد هوش مصنوعی در سازمان با رویکرد تحلیل چند سطحی: یک مرور سیستماتیک

https://doi.org/10.22054/jmsd.2026.84546.4600

سید مجتبی هاشمیان، فاطمه قربانی

چکیده این پژوهش مروری سیستماتیک به بررسی عوامل مؤثر بر پیاده‌سازی هوش مصنوعی (پیشایندها) و پیامدهای آن (پسایندها) در سازمان‌ها می‌پردازد. هدف اصلی، شناسایی و دسته‌بندی این عوامل به منظور ارائه دیدگاهی جامع و کاربردی به مدیران و محققان است. روش تحقیق شامل سه مرحله اصلی: تعیین پرسش‌های پژوهش، اجرای فرایند تحقیق با استفاده از معیارهای ورود و خروج مقالات و استخراج داده‌ها، و ارائه نتایج با ترکیب کیفی یافته‌ها است. پیشایندها در چهار مضمون اصلی شامل عوامل انسانی و نگرشی، عوامل سازمانی و مدیریتی، عوامل فناورانه و زیرساختی، و عوامل رقابتی و محیطی دسته‌بندی شدند. پسایندها نیز در شش مضمون شامل فردی و عملکرد کارکنان، سازمانی و فرآیندهای تصمیم‌گیری، تیمی و همکاری گروهی، استراتژیک و رقابتی، اقتصادی و اکوسیستمی، و آموزش و یادگیری سازمانی قابل طبقه‌بندی هستند. این یافته‌ها نشان می‌دهند که سازمان‌ها برای پیاده‌سازی موفقیت‌آمیز هوش مصنوعی باید به جنبه‌های انسانی، فرهنگی، زیرساختی و فرآیندی توجه کنند. با وجود مزایای فراوان هوش مصنوعی در افزایش بهره‌وری و بهبود فرآیندهای تصمیم‌گیری، چالش‌هایی نظیر نگرانی‌های امنیتی و مقاومت فرهنگی نیز باید مدنظر قرار گیرند. این پژوهش با ارائه یک نگاه سیستماتیک، اهمیت انجام تحقیقات بیشتر در این زمینه را برجسته می‌کند.

مدیریت

مدل معنابخشی در کنترل استراتژیک سازمان

https://doi.org/10.22054/jmsd.2026.85592.4627

الهام جمشیدی بروجردی، وحید خاشعی، مهدی ابراهیمی، حسین رحمان سرشت

چکیده با توجه به اهمیت کنترل استراتژیک در سازمان‌ها به صورت مشارکتی، هدف از این پژوهش، استخراج مدل معنابخشی در کنترل استراتژیک است. بر اساس ادبیات موضوع، داده‌های پژوهش از طریق چارچوبی از فرآیند سه مرحله‌ای معنابخشی در کنترل استراتژیک با اهمیت مشارکت اعضای سازمان، یعنی پایش ، تفسیر، و اقدام مشارکتی جمع‌آوری شده است. در این پژوهش، ابتدا با انجام یک مطالعه موردی در هولدینگ مپنا در مرحله کیفی، مضامین مرتبط با فرآیندها جمع‌آوری و دسته‌بندی شدند و در بخش کمی، نظرات متخصصان حوزه استراتژی در مدل استخراجی اعمال شده است. در این تحقیق، عوامل لازم برای ایجاد زمینه‌ای مناسب جهت پایش، تفسیر، و اقدام مشارکتی شناسایی شدند. علاوه بر این، اطلاعاتی که باید بررسی شوند، مواردی که باید تفسیر و تأیید شوند و اقداماتی که باید در قالب مدیریت استراتژیک مشارکتی در معنابخشی برای کنترل استراتژیک سازمانی انجام شوند، تعیین شدند. تحقیقات قبلی در رابطه با کنترل استراتژیک با دیدگاه تدوین استراتژی در سطوح بالای سازمان و سپس اجرا و کنترل آن توسط سطوح پایین‌تر سازمان انجام شده‌اند؛ درحالی‌که تحقیق حاضر به دنبال ارائه مدلی جامع است تا نشان دهد چگونه همه اعضای سازمان (چه مستقیم و چه غیرمستقیم) در کنترل استراتژیک سازمان مشارکت دارند.

مدیریت منابع انسانی

الگوی اقتصاد گیگ: گامی به سوی حکمرانی منابع انسانی

https://doi.org/10.22054/jmsd.2025.87357.4677

عبداله ساعدی، فاطمه شمس

چکیده پژوهش حاضر با هدف تدوین الگوی اقتصاد گیگ : گامی به سوی حکمرانی منابع انسانی انجام پذیرفت. جامعه آماری پژوهش را مدیران سازمان‌های دولتی و اساتید دانشگاه متخصص در زمینه‌های اقتصاد دیجیتال، بازار کار و حکمرانی منابع انسانی تشکیل می‌دهند که براساس اصل کفایت نظری و روش نمونه‌گیری هدفمند 15 نفر انتخاب شدند. داده‌های پژوهش از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته گردآوری شد. برای تحلیل داده‌های کیفی از رویکرد تحلیل مضمون با تکیه بر چارچوب شش‌مرحله‌ای براون و کلارک (2006) استفاده شده است. همچنین برای مدیریت و سازمان‌دهی داده‌ها، از نرم‌افزار MAXQDA استفاده شد که فرآیند کدگذاری، دسته‌بندی و تحلیل نهایی مضامین را تسهیل کرد. برای تقویت اعتبار نتایج، از بازبینی مشارکت‌کنندگان استفاده شد؛ بدین صورت که برداشت پژوهشگر از مصاحبه‌ها برای افراد مصاحبه‌شونده ارسال و تأیید آن‌ها اخذ گردید. همچنین، بازبینی همکار پژوهشی برای تطبیق کدها و مضامین به‌کار گرفته شد. برای افزایش پایایی پژوهش، بخشی از داده‌ها به‌صورت مضاعف توسط دو پژوهشگر مستقل کدگذاری و سپس تطبیق نتایج انجام شد. یافته ها حکایت از آن دارد که در الگوی تدوین شده بسترسازها، عوامل کلیدی، چالش‌ها و فرصت‌ها اقتصاد گیگ شناسایی شدند. همچنین پیامدهای ناشی از این پدیده اقتصاد گیگ و تأثیر آن بر نظام حکمرانی منابع انسانی مشخص شدند.

مدیریت منابع انسانی

بازنمایی و تبیین عوامل شکل‌دهنده مه شغلی در بین کارکنان سازمان‌های دولتی.

https://doi.org/10.22054/jmsd.2026.90941.4761

محمد یزدانی زیارت، مهدی یزدانی زیارت

چکیده پدیده «مه شغلی» به معنای ابهام در مسیر آینده شغلی، از چالش‌های نوین سازمان‌های دولتی است. این پژوهش با هدف تبیین فرآیند شکل‌گیری این پدیده در میان کارکنان سازمان‌های دولتی انجام شده است. با استفاده از روش نظریه داده‌بنیاد، مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته عمیق با ۲۵ نفر از کارکنان استانداری خراسان شمالی صورت گرفت. نمونه‌گیری به صورت هدفمند و نظری انجام و داده‌ها طی سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند. یافته‌ها به ارائه مدل پارادایمی انجامید که نشان می‌دهد شرایط علی (سیاست‌زدگی، بوروکراسی سنگین، نفوذ ساختارهای قومی) در بستر زمینه‌ای (ساختار متمرکز و فرهنگ محافظه‌کار) به پدیده محوری «مه شغلی» می‌انجامد. کارکنان تحت تأثیر شرایط مداخله‌گر (سرمایه روانی، محدودیت‌های مادی)، راهبردهایی از خودتوسعه‌گری تا کناره‌گیری روانی اتخاذ می‌کنند. پیامد این فرآیند فراتر از سطح فردی و سازمانی، به تضعیف حکمرانی محلی می‌انجامد. این مطالعه نشان می‌دهد «مه شغلی» نه یک چالش منابع انسانی، بلکه خطری برای کارآمدی حکمرانی است که بازنگری در سازوکارهای توسعه شغلی و ایجاد شفافیت را به عنوان ضرورتی حاکمیتی مطرح می‌سازد.

مدیریت منابع انسانی

سازوکارهای تأثیر ذهن‌آگاهی بر فرسودگی شغلی و تاب‌آوری: یک مطالعه آمیخته در محیط‌های کاری پُراسترس

https://doi.org/10.22054/jmsd.2026.88741.4709

داود حق خواه

چکیده این پژوهش آمیخته، سازوکارهای تأثیر ذهن‌آگاهی بر کاهش فرسودگی شغلی و افزایش تاب‌آوری کارکنان در مشاغل پراسترس را بررسی کرد. با طراحی ترتیبی، فاز کیفی با رویکرد پدیدارشناسی و مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با ۱۵ شرکت‌کننده، با تحلیل تماتیک در نرم‌افزار MAXQDA انجام شد و تم‌های کلیدی مانند تنظیم هیجانی، خودکارآمدی و کاهش نشخوار فکری استخراج گردید. این تم‌ها پرسشنامه محقق‌ساخته فاز کمی را شکل داد که بر روی ۲۰۰ کارمند با حداقل سه سال سابقه در محیط‌های پراسترس اجرا شد.
مدل‌سازی معادلات ساختاری در نرم‌افزارهای SPSS و AMOS مسیرهای معنادار را تأیید کردک
فراتحلیل‌های اخیر (۲۰۲۵) اثربخشی ذهن‌آگاهی را تأیید می‌کنند و نشان می‌دهند که ذهن‌آگاهی، فرسودگی شغلی را تا اندازه اثر استاندارد شده ۱.۴۳- در گروه‌های پراسترس کاهش می‌دهد. نتایج، ذهن‌آگاهی را مداخله‌ای قدرتمند برای کاهش فرسودگی و پرورش تاب‌آوری در محیط‌های پرتنش معرفی می‌کنند. سازمان‌ها باید برنامه‌های ذهن‌آگاهی را در استراتژی‌های منابع انسانی ادغام کنند، شامل آموزش منظم و فضاهای حمایتی برای تمرین روزانه، به منظور ارتقای بهزیستی و بهره‌وری.در نتیجه می‌توان ذهن‌آگاهی را به‌عنوان یک مداخله مؤثر برای ارتقای سلامت روان و بهره‌وری نیروی انسانی در سازمان‌های پرفشار معرفی نمود.

رهبری سازمانی

دلایل و پیامدهای به‌کارگیری سبک رهبری مغرورانه در سازمان‌های دولتی

https://doi.org/10.22054/jmsd.2026.84647.4605

سید نجم‌الدین موسوی، اکرم هاشمی پور

چکیده یکی از سبک‎های رهبری مخرب که امروزه در سازمان‎ها جاری است، سبک رهبری مغرورانه می‎باشد.با توجه به آسیب‌زا بودن این نوع رهبری و عواقب منفی که به همراه دارد، این پژوهش با هدف شناسایی و تحلیل دلایل و پیامدهای استفاده از سبک رهبری مغرورانه در سازمان‌های دولتی انجام شده است. این تحقیق از نظر هدف، کاربردی و از لحاظ جمع‌آوری اطلاعات، در دسته پژوهش‌های اکتشافی قرار می‌گیرد. همچنین این پژوهش به صورت آمیخته و شامل روش‌های کیفی و کمی است و بر مبنای فلسفه قیاسی-استقرایی طراحی شده است. جامعه آماری این پژوهش شامل خبرگان است که با استفاده از روش نمونه‌گیری هدفمند و بر اساس اصل کفایت نظری انتخاب شده‌اند. برای جمع‌آوری اطلاعات در بخش کیفی، از مصاحبه استفاده شده است که روایی و پایایی آن از طریق روایی محتوایی و نظری و همچنین روش‌های پایایی سنجی درون کدگذار و برون کدگذار تأیید گردیده است. در بخش کمی، ابزار جمع‌آوری اطلاعات پرسشنامه است که روایی و پایایی آن نیز با استفاده از روایی محتوایی و پایایی بازآزمون تأیید شده است. داده‌های کیفی با روش تحلیل محتوا و داده‌های کمی با روش نقشه شناختی فازی مورد تحلیل قرار گرفته‌اند.