دوره و شماره: دوره 21، شماره 67، بهار 1391، صفحه 1-255 (این شماره شامل فصل بهار و تابستان می باشد) 

مطالعه دولت الکترونیک و چابکی در سازمان ثبت احوال استان تهران

صفحه 1-17

رضا واعظی، فرزانه صداقت پور

چکیده چابکی یکی از مفاهیم نسبتا جدید سازمانی در عرصه مدیریت سازمان‎ها است که برای بهره‏مندی از تغییرات محیطی و بر آورده کرده نیازهای مشتریان ارائه شده است و نمی‏توان فقط برای بخش خصوصی در نظر گرفت و سازمان‎های دولتی به دلیل کثرت ارباب رجوع و نیاز بیشتر به رفع نیازها و خواست‎های آنها و در راستای بالندگی و تعالی در زمینه‏های سرعت و کیفیت و مهمتر از همه هزینه به چابکی نیاز دارند  و هدف از انجام  پژوهش بررسی فناوری اطلاعات و ارتباطات (دولت الکترونیک) به عنوان بهترین ابزار افزایش سرعت و کیفیت خدمت رسانی و نقش محوری فناوری اطلاعات بر چابکی سازمان است. جامعه آماری مورد مطالعه سازمان ثبت احوال استان تهران و مناطق استان است و ابزار اصلی گردآوری داده‏ها، پرسشنامه است. پرسشنامه در بین نمونه آماری که بالغ بر 196 نفر بودند توزیع شد. در نهایت 132 پرسشنامه جمع آوری و برای تجزیه و تحلیل داده‏ها از روش‏های تحلیل عاملی تاییدی و مدل معادلات ساختاری استفاده شده  نتایج تحقیق حاکی از این است که بین چابکی سازمان و ابعاد آن با دولت الکترونیک رابطه معناداری وجود دارد.

الگویی برای اجرایی کردن برنامه‏ های راهبرد

صفحه 19-45

https://doi.org/10.22054/jmsd.2012.1863

نادر مظلومی، علی متولی

چکیده تدوین، اجرا وکنترل راهبرد سه بخش به هم وابسته الگوی جامع مدیریت راهبرد است که ترکیب آنها موجب اثربخشی خواهد شد. اما مطالعات مختلف نشان می‏دهند که بسیاری از برنامه‏های تدوین شده به مرحله اجرایی نرسیده‏اند و یا آن که فقدان الگو و دید جامع به اجرایی شدن برنامه راهبرد باعث راکد ماندن آنها شده است. از این رو نیاز به بسترسازی و مقدمه سازی برای انتقال راهبردها از مرحله تدوین به مرحله عملیات در برنامه‏های راهبرد احساس می‎شود که مساله اصلی این تحقیق است. در واقع این تحقیق به دنبال شناسایی الگویی است که واسطه بین تدوین استراتژی سازمان و کسب و کار و عملیات باشد. به عبارت دیگر شرایط اجرایی شدن برنامه‏های راهبرد را در سازمان‏ها تعیین کنند. اجرایی شدن به معنای بسترسازی و مقدمه سازی برای انتقال از مرحله تدوین به مرحله عملیات است.
      در این تحقیق برای از روش نظریه داده بنیاد و برای طراحی الگو از چارچوب مدل پارادایم نظریه داده بنیاد اشتراس و کوربین استفاده  شده است. در جایی که مبانی نظری کافی وجود نداشته باشد استفاده از این روش توصیه شده است و از آنجا که اجرایی شدن برنامه‏های راهبرد فاقد مبانی نظری کافی می‏باشد لذا روش نظریه داده بنیاد برای این تحقیق انتخاب شد. مشارکت کنندگان در این تحقیق از سه سازمانی که دارای برنامه راهبرد مدون بوده و آن را اجرایی کرده بودند انتخاب شده‎اند. مشارکت کنندگان 23 نفر از مدیران، معاونان و مشاوران تدوین کننده هستند که با آنها مصاحبه شده است و براساس آن نظریه و الگوی اجرایی کردن برنامه‏های راهبرد تدوین و طراحی شده است. الگوی طراحی شده نیز در نهایت به تایید مشارکت کنندگان و ناظرین (تعدادی از اساتید دانشگاه)  رسیده است.
     نظریه اجرایی شدن برنامه‏های راهبرد چرایی و علت اجرایی شدن برنامه‏های راهبرد را نشان می‏دهد. اجرایی شدن برنامه‏های راهبرد تابعی از تدوین مشارکتی، تعهد اجرایی مدیران، فضای سازمانی و عوامل درونی است. تدوین مشارکتی (مشارکت نیروی انسانی در تدوین، ایجاد انگیزه برای مشارکت، تشکیل کمیته‏های راهبری، تدوین کننده ماهر) شرط علی برای ایجاد تعهد اجرایی مدیران است. تعهد اجرایی (اعتقاد مدیران به برنامه، تعهد برای اجرای برنامه،تدوین مناسب، اهداف روشن، برنامه امکان پذیر)  مقوله محوری و مهم‎ترین عامل در اجرایی کردن برنامه های راهبرد است. فضای سازمانی (فرهنگ سازمانی، فرهنگ بومی یکسان، انتخاب دقیق کارکنان، ثبات مدیریت) به عنوان بسترحاکم به همراه عوامل درونی (استمرارآموزش‏های تخصصی و ایجاد آمادگی در کارکنان برای پذیرش استراتژی‏ها، ارتباطات،آموزش قبل از اجرا)  به عنوان شرایط مداخله‏گر به همراه تعهد اجرایی با تأثیر همزمان، شرایط را برای اعمال مدیریت تغییر (تغییرات ساختاری و فرایندی)  مهیا می‏کنند. پیامد مدیریت تغییر، اجرایی شدن برنامه‏های راهبرد است. نتیجه اجرایی کردن برنامه‏های راهبرد، تعریف پروژه‏های عملیاتی، ترسیم نقشه‏های راهبرد و یا اولویت‏بندی پروژه‏ها می‏باشد. سازمان‏ها با اجرای گام به گام این الگو می‏توانند برنامه‏های راهبرد را به مرحله عملیات منتقل نمایند و فاصله بین تدوین و عملیات را تکمیل کنند.  

درک مشترک از موضوعات اصلی در لایه‌های سازمانی شرکت فولاد مبارکه

صفحه 47-64

ایرج سلطانی، ریحانه بهرامی‌نژاد جونقانی

چکیده مبانی شکل‌گیری یک اجتماع عبارتند از: درک مشترک، چشم انداز مشابه، ارزش‌ها و عقاید مشترک. اطلاع‌رسانی از جمله سازوکارهای ‌ایجاد هم‌نوایی و زبان مشترک است و مسئولیت آن به عهده همه مسئولان و کارکنان می‌باشد که در نظام‌های اطلاع‌رسانی اثر بخش مجموعه‌ای از افراد ‌ایفای نقش می‌نمایند تا ذهنیت مشترک ‌ایجاد شود. ایجاد ذهنیت مشترک از جمله عوامل‌ ایجاد همکاری سازمانی برای تحقق اهداف می‌باشد. وجود چارچوب ذهنی مشترک یعنی ‌این که دغدغه‌های اصلی شرکت در لایه‌های مختلف سازمان مشتمل بر مدیران، کارمندان و کارشناسان و متصدیان و تعمیر کاران  منتقل و تقریباً واکنش یکسان در قبال آن‌ها وجود داشته باشد. در کسب ‌و‌کارهای امروز وجود چارچوب ذهنی مشترک سازمانی به عنوان یک قابلیت نقش مهمی‌ در مزیت رقابتی دارد. پژوهش حاضر با هدف اندازه‌گیری درجه اهمیت موضوعات اصلی شرکت از منظر مدیران، کارمندان و کارشناسان و متصدیان و تعمیر کاران و میزان درک مشترک از موضوعات اصلی شرکت فولاد مبارکه در سال 1390 انجام گرفته است. در ‌این پژوهش از جامعه آماری مدیران، کارمندان و کارشناسان و متصدیان و تعمیرکاران شرکت فولاد مبارکه به تعداد 650 نفر، نمونه 246 نفری بر اساس جدول مورگان به صورت تصادفی انتخاب شده است. پرسشنامه‌ تعیین میزان درک مشترک از موضوعات اصلی سازمان طراحی گردید و پس از جمع‌آوری اطلاعات با  آزمون‌های T و Tukey و Anova به تجزیه و تحلیل داده‏ها پرداخته شد و نتایج حاصل بیانگر ‌این است که به طور کلی درک مشترک کارکنان فولاد مبارکه از موضوعات اصلی شرکت "01/76%" می‌باشد. بررسی پایایی و ثبات درونی آزمون نشان داد که پایایی پرسشنامه 979/0 می‌باشد.

سنجش و رتبه‏ بندی شاخص‏های ارزیابی عملکرد امور اجتماعی و فرهنگی شهرداری تهران

صفحه 65-96

https://doi.org/10.22054/jmsd.2012.1866

سید حسین ابطحی، کاوه تیمورنژاد، احمدرضا سنجری

چکیده ارزیابی عملکرد، خود یکی از مقوله‌های مدیریت عملکرد شهری است و فرآیندی است که از طریق آن می‌توان اطلاعات مفید و سودمندی در خصوص میزان موفقیت ارائه خدمات شهری و چگونگی اجرا و انجام مؤثر فعالیت‌ها از جمله فعالیت‌های اجتماعی  ـ  فرهنگی شهرداری‏ها و توفیق پاسخگویی به انتظارات شهروندان به دست آورد. این مقاله برگرفته از یک پروژه تحقیقاتی که هم اینک پس از استقرار آزمایشی، در شهرداری تهران عملیاتی شده و بصورت مکانیزه به اجرا درآمده است. هدف از اجرای این پروژه طراحی و استقرار آزمایشی نظام نوین ارزیابی عملکرد امور اجتماعی و فرهنگی با استفاده از AHP  و آنتروپی در شهرداری تهران بوده است. مدل تحلیلی تحقیق با بهره‏گیری از مطالعات پایه، اکتشافی، میدانی و تطبیقی، طراحی و پس از تأیید، برای استقرار آزمایشی به کارگرفته شد. جامعه آماری پروژه تحقیقاتی را مدیران کل و کارشناسان ادارات کل و سازمان‏های معاونت امور اجتماعی و فرهنگی و نیز معاونین اجتماعی و فرهنگی مناطق 22 گانه تشکیل می‏دادند که از میان آنان در دو مرحله تعداد 196 نفر با استفاده از روش نمونه‏گیری طبقه‏ای و 60 نفر با استفاده از روش غیر احتمالی هدفمند انتخاب شدند. داده‎های پژوهش با استفاده از روش گروه‎های کانونی و دو پرسش‏نامه جمع‏آوری شد. یافته‎های پژوهش براساس کاربرد آمار توصیفی نشان دهنده عارضه‏ها و شکاف‏های عملکردی در ابعاد ساختار سازمان، منابع، فناوری، ارزش‎ها، فرهنگ سازمانی و مدیریت می‏باشد. و عناصر درون و برون سازمانی مؤثر بر عملکرد معاونت اجتماعی و فرهنگی شهرداری تهران شامل سیاست‎ها، اهداف، راهبردها، محیط، ارزش‏ها، ساختار، فناوری، منابع و سرمایه­ های انسانی، فرهنگ سازمانی، رهبری و مدیریت، فرایندها، رضایت مشتری، نتایج، اثربخشی و کارکردها شناسایی شدند. آزمون آماری  t و مقایسه و F در این رابطه تفاوت معنی داری میان نظرات مدیران و کارشناسان نشان نداد. با استفاده از فنون تصمیم‏گیری چند معیاره AHP و Anthropy نیز مشخص شد که در بخش ستادی به ترتیب اهمیت، عوامل و شاخص‏های مدیریتی، تخصصی، پشتیبانی و شهروندمداری و در بخش عملیاتی و اجرایی مناطق 22 گانه، عوامل و شاخص‏های تخصصی، مدیریتی،  شهروندمداری و پشتیبانی  بیشترین اولویت و ضریب ترجیحات را به خود اختصاص داده‏اند. 

تأثیرتعهد مدیران بر تعهد سازمانی، رضایت شغلی و عملکرد کارکنان

صفحه 97-128

نبی اله دهقان، صمد فتحی، سمیه گرجامی، حسین ولی‌وند زمانی

چکیده تحقیق حاضر با هدف مطالعه تأثیر تعهد مدیران عالی در چگونگی ارائه خدمات به کارکنان بر تعهد سازمانی و رضایت شغلی و اثر آن بر عملکرد آنان صورت گرفته است و تعهد مدیران در قبال کارکنان با عامل‏های آموزش، توانمندسازی و پاداش سنجیده شده است. این تحقیق از نوع تحقیقات توصیفی است که با روش پیمایشی و همبستگی انجام شده است. جامعه آماری تحقیق مجموعه کارکنان شعب بانک مورد مطالعه در غرب تهران می‏باشند که تعداد 200 نفر با روش نمونه‏گیری خوشه‏ای تک مرحله‏ای انتخاب شدند. داده‏های مورد نیاز با ابزار پرسشنامه گردآوری و با استفاده از فنون آماری نظیر ضریب همبستگی اسپیرمن، آزمون رگرسیون دو متغیره خطی، چند متغیره گام به گام مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. همچنین اثرات مستقیم و غیرمستقیم متغیرها بر یکدیگر نیز در نمودار تحلیل مسیر نشان داده شد. نتایج تجزیه و تحلیل آماری نشان می‏دهد که تعهد مدیریت در چگونگی ارائه خدمات به کارکنان بر تعهد سازمانی و رضایت شغلی تأثیر دارد، ولی فقط متغیر رضایت شغلی بر بهبود عملکرد کارکنان تأثیرگذار می‏باشد. سایر یافتهها نیز نشان می‏دهد که ابعاد تعهد مدیریت در چگونگی ارائه خدمات به کارکنان (آموزش، توانمندسازی و پاداشها) نیز هر کدام با تعهد سازمانی و رضایت شغلی ارتباط دارند، اما فقط عوامل توانمندسازی و پاداش دارای رابطه علت و معلولی با متغیرهای تعهد سازمانی و رضایت شغلی می‏باشند.

انعطاف‌پذیری منابع انسانی و عملکرد سازمان در صنعت بیمه

صفحه 129-153

میرعلی سیدنقوی، مهدی حقیقی کفاش، وحید نجفی کلیانی

چکیده انعطاف­پذیری منابع انسانی به ضرورت انکارناپذیر در محیط نامطمئن و پویای امروزی تبدیل شده است که به سازمان قابلیت واکنش مناسب در برابر تغییرات سریع محیطی را می‏دهد. در حالی محققان مدیریت راهبردی منابع انسانی، انعطاف­پذیری منابع انسانی را به عنوان منبع مزیت رقابتی پایدار برای شرکت در نظر گرفته­اند، نحوه­ی اثرگذاری انعطاف­پذیری منابع انسانی بر عملکرد سازمانی به طور تجربی بررسی نشده است. بر اساس مطالعه 123 واحد سازمانی در 17 شرکت بیمه در ایران، این مقاله تلاش می‏کند تا ارتباط علی بین انعطاف ­پذیری منابع انسانی و عملکرد سازمان را با بسط و آزمون مدل علی، روشن کند. شواهد نشان می­دهد که انعطاف­ پذیری منابع انسانی اثر مثبت معنی­داری بر عملکرد در شرکت­های بیمه دارد. نتایج مدل­سازی معادلات ساختاری نشان می­دهد که تمامی ضرایب مسیر معنی­دار هستند، بنابراین، تمام فرضیات تحقیق تایید می­شوند. یافته­های تحقیق نشان می‏دهد که از بین ابعاد انعطاف ­پذیری منابع انسانی، انعطاف­ پذیری مهارتی بیشترین اثر را بر عملکرد شرکت دارد. بنابراین، مهارت­های کارکنان و توانایی کسب مهارت­های جدید نقش مهمی در کسب مزیت رقابتی و عملکرد برای شرکت بیمه ایفا می‏کند.

رابطه رفتار شهروندی سازمانی و توانمندسازی کارکنان شرکت تأمین قطعات ایران خودرو

صفحه 155-177

عبدالرضا میری، اسماعیل سبزیکاران، حسین رضایی

چکیده تنوع و پیچیدگی عصر حاضر، اداره سازمان­ها را با مسائل و مشکلاتی خاصی برای مدیران روبرو ساخته است. در این میان مشکلات مرتبط با حوزه­های منابع انسانی از جمله موضوعات مشترک در تمامی سازمان­ها می‏باشد. مدیران همواره به دنبال کارکنانی هستند که متناسب با شرایط کار بوده و با حداکثر بهره­وری عمل کنند. در واقع یکی از مهمترین مسائل پیش رو در اداره سازمان­ها، تعاملات کارکنان با وظایف، مسئولیت­ها و شرایط کاری‎شان است. تاکنون مطالعات فراوانی در خصوص شیوه­های توسعه منابع انسانی صورت گرفته است. در این میان مباحث «توانمندسازی» و «رفتار شهروندی سازمانی»، تناسب بیشتری با شرایط سازمان در عصر حاضر دارد. مفاهیمی که اثرات مثبتی بر ارتقای کمی و کیفی عملکرد سازمانی کارکنان دارد. این پژوهش با بررسی جامعه 522 نفر کارکنان شرکت تأمین قطعات ایران خودرو، تلاش دارد تا با رویکردی کاربردی ضمن بررسی رابطه توانمندسازی کارکنان و رفتار شهروندی سازمانی، راهکارهای لازم برای دستیابی به زمینه­هایی از توانمندسازی که منجر به ارتقای رفتار شهروندی سازمانی و با لعکس در جامعه تحقیق می‏گردد، دست یابد. بر این اساس به کمک ضریب همبستگی و نمودار مسیر سعی شده است این رابطه مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد. 

بخش‏ بندی مشتریان بانک صادرات ایران با استفاده از داده کاوی

صفحه 179-200

سمانه خواجوند، محمد تقی تقوی فرد، اسماعیل نجفی

چکیده امروزه یکی از چالش‎های بزرگ سازمان‎های مشتری محور، شناخت مشتریان، ایجاد تمایز بین گروه‏های مختلف مشتریان و رتبه‏بندی آنهاست. در گذشته تفکیک مشتریان به گروه‏های مختلف با رویکرد بخش‏بندی بر اساس نیاز مشتری صورت می‏گرفت. اما امروزه ارزش مشتری به عنوان عامل قابل اندازه‏گیری می‎تواند در بخش‎بندی مشتریان به کار رود.  هدف اصلی این مقاله بخش‎بندی مشتریان بانک بر اساس عوامل مؤثر بر ارزش طول عمر مشتریان در حیطه بانکداری خرد است. در راستای این هدف اطلاعات تراکنشی و اطلاعات استفاده از خدمات بانکی مربوط به 30,000 مشتری بانک صادرات ایران در دوره زمانی یک ساله (از فروردین 89 تا فروردین 90) دریافت شد. مشتریان نمونه بر اساس تحلیل آر اف ام و از طریق اطلاعات تراکنشی (تاریخ آخرین تراکنش، تعداد تراکنش‏ها در بازه زمانی یک ساله و مانده حساب در انتهای این بازه زمانی) با استفاده از الگوریتم two step خوشه‎بندی شدند. سپس کشف الگوهای پنهان بین داده‏های استفاده از خدمات بانکداری و بخش‏های مختلف مشتریان با استفاده از الگوریتم C5.0 انجام گرفت. طبق نتایج به دست آمده، مشتریان به چهار بخش تفکیک شدند و ویژگی‎های هریک از بخش‎ها مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج به دست آمده از این پژوهش می‎تواند برای تدوین برنامه‎های بازاریابی و توسعه و پیشنهاد محصول و خدمات برای هر یک از گروه‎های مشتریان به کار رود.

تأثیر سازگاری راهبردهای مدیریت منابع انسانی و راهبردهای کسب و کار بر عملکرد سازمانی

صفحه 200-226

سید یعقوب حسینی، سیدعباس موسوی، ابوالفضل ابراهیمی

چکیده نقش مدیریت منابع انسانی در دستیابی به مزیت رقابتی، به میزان زیادی در پژوهش‌های پیشین مورد بحث قرار گرفته است، اما در باره سازگاری راهبردهای مدیریت منابع انسانی و راهبردهای کسب و کار و اثر آن بر عملکرد سازمانی، مطالعات اندکی انجام شده است. به نظر می­آید نبود این سازگاری در بخش عمده­ای از شرکت­ها توانسته است بر عملکرد آن‌ها اثر کاهنده­ای داشته باشد. هدف مقاله این است که نحوه اثرگذاری سازگاری راهبردهای مدیریت منابع انسانی و راهبردهای کسب و کار را بر عملکرد سازمانی مورد بررسی قرار دهد. پیش­فرض مقاله آن است که از طریق ایجاد تناسب بین راهبردهای مدیریت منابع انسانی و راهبردهای کسب و کار، می‌توان عملکرد سازمانی را ارتقا داد. مطالعه حاضر از حیث هدف، کاربردی است و از رویکرد کمی استفاده کرده است. از حیث نحوه گردآوری داده­ها از نوع پژوهش‌های توصیفی و از شاخه مطالعات میدانی (همبستگی و پیمایش) است. داده‌ها با استفاده از روش تحلیل واریانس و مدل پژوهش با استفاده از مدل‌سازی معادلات ساختاری (روش مقایسه میانگین‌ها) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. نتایج پژوهش نشان می‌دهند که در شرکت‌هایی که بین راهبردهای کسب و کار و راهبرد مدیریت منابع انسانی سازگاری وجود دارد، از لحاظ عملکرد نیز تفاوت معناداری با شرکت‌هایی که این سازگاری را تجربه نمی‌کنند، وجود دارد. به بیان دیگر فرضیه پژوهش (تفاوت عملکرد شرکت‌های با راهبردهای سازگار و ناسازگار) تأیید شده و با توجه به اختلاف میانگین‌ عملکرد شرکت‌های با راهبردهای سازگار (486/3) و میانگین نمره عملکرد شرکت‌های با راهبردهای ناسازگار (195/3)، می‌توان این تفاوت را معنادار است

تدوین چشم انداز برای سازمانهای انتفاعی

صفحه 227-244

علی ملاحسنی، بهرام جبارزاده کرباسی، محمد حسن عبدالزهرائی

چکیده داشتن چشم‏اندازی مشترک و همه جانبه سبب خواهد شد تا واحدها یا بخش‏های مجموعه‏ای صنعتی یک کل منسجم و یک پارچه را تشکیل دهند.  در این مطالعه سعی شده است تا راه رسیدن به چشم‏انداز مشترک برای بخش‎های گوناگون کارخانه تبیین گردد. برای نیل به این هدف از مدل ارائه شده توسط کالینز و پوراس (1996) استفاده شده است. کارخانه الماس کویر رفسنجان به عنوان مورد مطالعه و جامعه آماری این پژوهش را کلیه مدیران  و متخصصان این کارخانه، تشکیل می‏دهد. این مطالعه در سه مرحله انجام گرفت. در مرحله اول با پخش پرسش نامه‏های باز اجزای مدل در کارخانه توسط مدیران شناسایی و طبقه‏بندی شد.  در مرحله  دوم به منظور تعیین اهمیت و اولویت اجزای مدل تدوین چشم‏انداز از روش فرایند تحلیل سلسله مراتبی (AHP) استفاده  شد. در مرحله سوم آن دسته از اجزای مدل تدوین چشم‎انداز که طبق نظر مدیران از اهمیت بالایی برخوردار بودند، انتخاب شده و در بیانیه چشم‏انداز کارخانه قرار گرفتند. در پایان، تبدیل شدن به بهترین تولید کننده این صنعت در سطح خاورمیانه، کسب مقام اول یا دوم در بازار، پای‎بندی به اصول و ایجاد اشتغال به عنوان مهم‎ترین راهبردهای شرکت انتخاب شدند. 

این شماره شامل فصل بهار و تابستان می باشد